اسير  

در این جنگ من اسیر شده امدر این جنگ نابرابراز فردا باید بنشینم ونقشه فرار بكشمآرى ، مناسیر شده امبه هر طرف نگاه میكنمیا چشمانت راهم را مى بنددیا لبخندت و من این میان ، تنها ايستاده اماسیر و سرگردانايستاده ام در جایى كه همه ى راهها به تو ختم مى شودهمه ى راههاى فراردر این جنگ نابرابر من اسیر شده ام .
 

ادامه مطلب  

شعر گردانی  

((ايستاده ام،ايستاده ایی،استاده ايمم،جنگلم،تن به صندلی شدن نداده ام))
انسانی هستم ،مانند درختان در برابر سخن ها  و بدی ها استوار ايستاده ام.انسانی هستم که به هیچ چیزی تیکه نکرده ام و نمی دهم ،چرا،چون شاید همان تکیه گاه من یک روز مرا از پشت رها کند و آن موقع دیگر من چاره ایی دیگر نخواهم داشت.
نمی خواهم خود را جنگل تشبیه کنم ،جنگل درختانی دارد که با تلاش خود قامتی کشیده و استوار برای خود ساخته اند،و تنه محکم و سخت آن ها نشانه ی سن و غیره آنهاست.
م

ادامه مطلب  

يخچال ايستاده  

یخچال ايستاده :::: مناسب برای نگهداری و نمایش مواد غذایی با بهترین شرایط میباشد. یخچال ايستاده مناسب برای استفاده در سوپرمارکت ها، فست فود ها، فروشگاه های زنجیره اي،سلف سرویس ها،رستوران ها و … میباشد.وزن یخچال ايستاده ۷۰ کیلوگرم بوده و حجم خالص دستگاه ۳۲۴ لیتر میباشد


مشخصات دستگاه

نام دستگاه
یخچال ايستاده دو درب – Gem

گارانتی شده توسط
استیل وان

مدت گارانتی
۱ سال

حجم (خالص(
۳۲۴litr

حجم (نا خالص(
۳۷۵litr

وزن
۷۰kg

میزان دما
+۱/+۱۲

نوع گاز
R134a

ابع

ادامه مطلب  

اينجا که من ايستاده ام...  

شاید نزدیک دو ماه پیش بود که با آن حال وحشتناک  گوشی را برداشتم و شماره ی آن مشاور را گرفتم تا شاید بتواند کاری برايم انجام دهد... و او قرار ملاقات را در یکی از کلاس های این موسسه گذاشت... و کمی نگذشته بود که بغض های تلخ من شکستند و اشک هايم جاری شدند... 
و حالا  من  برای تدریس و مصاحبه در این آموزشگاه دقیقا در همان مکان ايستاده ام...
با یک تابلو  
و ماژیک های رنگی که به دست من سپرده می شود تا مبحث مورد نظر را تدریس کنم ..  
راست می گویند که دنیا خیلی

ادامه مطلب  

اينجا که من ايستاده ام...  

شاید نزدیک دو ماه پیش بود که با آن حال وحشتناک  گوشی را برداشتم و شماره ی آن مشاور را گرفتم تا شاید بتواند کاری برايم انجام دهد... و او قرار ملاقات را در یکی از کلاس های این موسسه گذاشت... و کمی نگذشته بود که بغض های تلخ من شکستند و اشک هايم جاری شدند... 
و حالا  من  برای تدریس و مصاحبه در این آموزشگاه دقیقا در همان مکان ايستاده ام...
با یک تابلو  
و ماژیک های رنگی که به دست من سپرده می شود تا مبحث مورد نظر را تدریس کنم ..  
راست می گویند که دنیا خیلی

ادامه مطلب  

تو اما هنوز ایستاده ای!!!!!  

چند سال بعد روزی که فکرش را نمیکنیم باهم روبرو میشویم
تو از روبرو می آیی..با همان پرستیژ مخصوص بخودت قدم برمیداری
فقط کمی جا افتاده تر شده ای...
قدم هايم آهسته تر میشود...
به یک قدمی ام میرسی و با چشمان نافذت مرا کامل برنداز میکنی...
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر میکشد...
و رعشه ای می اندازد بر ستون فقراتم.
هنوز بوی عطرت را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت میکنم...
می ایستم و برمیگردم و میبی

ادامه مطلب  

 

چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم توی خیابان با هم روبرو می شویم. تو از روبرو می آیی.  هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای... قدم هايم آهسته تر می شود... به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی! درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد... و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم. هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای... تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذه

ادامه مطلب  

شیراز - روز هفتم  

 
 
عصر رفتیم باغ عفیف آباد. معلوم بود که قشنگ است. اما من امروز را دوست نداشتم. می دانستم که داریم برمی گردیم. و شب رفتیم خداحافظی حافظ. نشستم درست کنار سنگ. دست ام روی سنگ بود. حافظ باز کردم و چه غزل هایی خواندم:
سحرم دولت بیدار به بالین آمد ...
درخت ها و کاشی ها و گره چینی ارسی ها در سکوت شب ايستاده بودند. شب هم ايستاده بود. با میترا و صالح عکس انداختیم. در عکس برای ابد ايستاده ايم. داشتیم از آنها هم خداحافظی می کردیم.
 
 
 
 

ادامه مطلب  

ایستاده روی پای تولید ملی  

 
تولید ملی با صفاتی مانند دانش بنیان بودن، عاری از فساد، درونزا و برونگرا، نخ تسبیح برنامه‌ عزیمت به سوی یک اقتصاد مقاوم است و در دنباله‌ خود نتایجی چون رونق اقتصاد و اشتغال، عدم وابستگی درآمد دولت به نفت، ارتقاء بهره‌وری، عدم وابستگی به واردات کالاهای اساسی و غیره را در پی دارد.

ادامه مطلب  

 

هی میرویم و جاده به جایی نمی رسدقولی که عشق داده، به جایی نمی رسد چون کوه، پای حرف خودم ايستاده امکوهی که ايستاده، به جایی نمی رسد! دریا هنوز هست ولی مانده ام چرااین رود بی اراده به جایی نمی رسد؟! دنیا همیشه عرصه ی پیچیده بودن استدنیا که صاف و ساده به جایی نمی رسد! تاریخ را ورق زدم و مطمئن شدمهرگز کسی پیاده به جایی نمی رسد ما را برای در به دری آفریده اندهی می رویم و جاده به جایی نمی رسد
حسین طاهری

ادامه مطلب  

 

شهریور به نیمه اش كه می رسد
بوی خزان به پیشواز دل خسته ام می آید..
چه خوب است این روزها كه هوای آمدن مهر حالم را خراب نمی كند .
. تنها تویی كه هنوز آن سوی آرزو هايم ايستاده ای
و صدايم نمی كنی ..
تا از پشت دیوار جنون آمیز لحظه های انتظار، بیايم و پیدا شوم ..
پیش از آنكه پاییز، مرا در بغض گلویش، گم كند و برود ...

ادامه مطلب  

 

در اوج بی طاقتی روز های خوب به سر میبرم،به روز های بارانی و سرد و قدم زدن زیر باران،یا خاطراتی که فقط به گوشم خورده اند و با تمام وجود لمسش کرده ام،به کودکی ام که با چتر شکسته زیر باران ايستاده بودم و اطرافیانم معنی کارم را نمی فهمیدند..به همان روزی که زیر باران دویدم به اتفاق دوستانم همان روز که هوا گرگ و میش بود و مادرم با چتر در نزدیکی خانه ايستاده بود..هیچوقت ان لحظه ها از ذهنم دور نمی شوند..دوست دارم همه ی این خاطرات شیرین را گوشه ی قلبم برا

ادامه مطلب  

عاشق ها ایستاده می میرند  

عاشق ها ايستاده می میرند
کارگردان:شهرام مسلخی

عاشق ها ايستاده می میرند را بیشتر بشناسید
رضا یک خبرنگار آزاد است که به طور اتفاقی سرنخ‌هایی از هیوا سرباز عراقی پیدا می‌کند که سال‌ها پیش رضا را در شرایط سخت جنگی نجات داده است. او برای جواب به مسائلی که سال‌هاست از اطرافیانش پنهان کرده عازم عراق می‌شود و ....
جمعه ساعت ۱۴.۳۰ از شبکه سه سیما

ادامه مطلب  

 

آداب خوردن آب در شب و روز

یکی از توصیه‌های پزشکی و نکات سلامتی در دین اسلام عمل به برخی آداب در زمان خوردن و آشامیدن است که امروز علم بشری هم این توصیه‌ها را ثابت کرده و پزشکان تجربی به بیماران خود انجام آنها را سفارش می‌کنند.
 
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، از توصیه‌های مهم پزشکی دین اسلام نحوه غذا خوردن و نوشیدن آب است که همه ما انسان‌ها روزانه در وعده‌های مختلف با آن سروکار داریم. ازجمله نوشیدن آب به حا

ادامه مطلب  

منتظرم...  

مادربزرگ جان میگه : خبر خوب همیشه تو راهه و مالِ كسی میشه كه انتظارش رو میكشه .... من زل میزنم به جاده چون میدونم تو در انتهایِ این جاده ی لعنتی و طولانی ايستاده اي، قدم قدم و آهسته می آیـــــی، امّــــــا می آیـــــی .... سخت منتظرِ خبر خوبِ زندگیم استوار ایستـــاده ام .... مالِ مَن شو ....

ادامه مطلب  

 

امروز مدام یك شعری توی ذهنم داشت . می چرخید.
 اخرش یه چیزایی از توش دو اومد كه یه بخشیش رو اینجا میذارم . 
شعر گفتن هم كاریست برای خودش بهتر از اینه كه ادم دو ساعت با تلفن همراهش حرف بزنه . نخند اون ماجرای زری رو یادته ؟ كه از همون دست :) تو خود حدیث  مفصل بخوان ...
من اینهارو برای تو می نویسم هر كس به خودش به خانومش  بر می خوره 
 
 نیاد بخونه ....بره تو تلگرام از اون قبیل پیامها رد و بدل كنه گشنمه ماه رمضون عید فطر مبارك  بعد بیاد بذاره فیسبوك هر چی با

ادامه مطلب  

ایستاده روی پای تولید ملی  

 
تولید ملی با صفاتی مانند دانش بنیان بودن، عاری از فساد، درونزا و برونگرا، نخ تسبیح برنامه‌ عزیمت به سوی یک اقتصاد مقاوم است و در دنباله‌ خود نتایجی چون رونق اقتصاد و اشتغال، عدم وابستگی درآمد دولت به نفت، ارتقاء بهره‌وری، عدم وابستگی به واردات کالاهای اساسی و غیره را در پی دارد.
 
 

ادامه مطلب  

رهبري و لباس نظامي  

روزی در محضر مقام معظم رهبری بودم كه فرمودند: من در زمان جنگ، همیشه با لباس نظامی در جبهه‌ها حاضر می‌شدم. اما تردید داشتم كه آیا مصلحت همین است كه من لباس پیغمبر (صلی ا...علیه وآله) را كنار بگذارم و این لباس نظامی را بپوشم یا با همان لباس روحانی در جبهه‌ها حضور پیدا كنم؟ یك روز پنجشنبه كه از جبهه به منظور شركت در نماز جمعه به تهران آمدم، برای دادن گزارش مستقیماً از فرودگاه به جماران رفتم.
امام(ره) در پشت پنجره ايستاده بودند. من مشغول باز كردن ب

ادامه مطلب  

 

H
تا صب همش خاب دیدم كه داری میری ، دم انوبوس ايستاده بودیو یه پات روی اولین پله اتوبوس بود و روتو برگردونده بودیو داشتی منو نگاه میكردی همون موقع خ مسیج داد مسیجو باز كردم نوشته بود بیا همو ببینیم فكر میكنم دیگه وقتشه كه گذشته رو فراموش كنیم سرمو اوردم بالا تو از پله ها بالا رفتی بالا و روی صندلی ردیف سوم كنار پنجره نشستیو منو نگاه كردی گوشیشو هول دادم توی جیبم انگار كه خ فقط یه مسیج تبلیغاتی بود تو پشت پنجره از من كیلومتر ها فاصله داشتی انگا

ادامه مطلب  

01  

از دور دیدنش. دلم هوری ریخت. داشتم از خوشحالی بال در میاوردم ولی حیف. 
 
خودش و زد به اون راه. داشت مثلا با موبایلش بازی میكرد و من و ندید.
 
یه چند قدم اونورتر كه رفت رو به دوستم كه كنار من ايستاده بود كرد و بهش سلام كرد. من همونجوری رو به یه نقطه ی رو به روم خیره شده بودم و مثلا هیچ اهمیت ندادم. دلم میخواست اون لحظه با صدای بلند گریه كنم.
 
 یعنی اینقدر از من متنفری؟ 
 
حالم ازت بهم میخوره لعنتی!!!! 
 
23/8/18 2:13PM

ادامه مطلب  

تیشرت یقه ایستاده +polo  

 
تیشرت یقه ايستاده +polo
شیک و زیبامورد پسند جوانان خوش تیپ
تیشرت ها قابل ست کردن هستند با انواع لباس ها مانند:
کلاه های لبه دار و مچ بندهای رنگیصندل ,کفشهای کتانی وکفشهای تخت مانند کالجپیراهن های اسپرتجلیقه و کاپشن در زمستانشلوار جین , شلوار کتان و شلوارکتیشرتهای تک رنگ گزینه مناسبی برای ست کردن با کتهای اسپرتشال گردن های رنگی که میتوان به روشهای مختلف بست و استایلهای متفاوتی را تجربه نمود

ضمانت 10 روزه تعویض سفارشات

مطابقت کامل با مح

ادامه مطلب  

تعبير خواب دره + تعبیر خواب دربان  

تعبیر خواب دره +  تعبیر خواب دربانداستان سکسیتعبیر خواب - دره محمدبن سیرین گوید: اگر بیند در دره ای شد، دلیل كه در غم و اندوه گرفتار شود. اگر بیند از دره بیرون آمد، از غم و اندوه رسته شود. ابراهیم كرمانی گوید: دره در خواب، دلیل بر حج اسلام كند.  تعبیر خواب - درباناگر دیدید دربانی در خانه شما ايستاده مال و دارایی شما به خطر می افتد. کسی چشم طمع به پول شما می دوزد یا از شما چیزی مطالبه می کند که دارید و نمی خواهید بدهید. اگر دیدید خودتان جایی

ادامه مطلب  

391  

ايستاده ام رو به روىِ خودم در آینه. حالا دیگر موهايم سفید شدند.
از خانهء همسایه صداىِ اذان میآید. اذانِ ظهر.
چشمهايم را میبندم.
میخواهم به تو فكر كنم. به تو فكر میكنم.
صدایت میپیچد در من، در خانه:
"خدا تورو ازم نگیره، خلقِ خدا با خودم"
 
خودت را از من گرفته اى. خودم را از خودم.
چشمهايم را باز میكنم.
هیچكس در آینه نیست.
 

ادامه مطلب  

ایستاده در غبار  

ايستاده در غبار فیلمی است مستند گونه با پردازش عالی و نوعی از بیان که عالی منظورش را می رساند
دوستش داشتم
اگر چه لحظاتی در سینما دلم میخواست از جايم بلند شوم یک دوری بزنم و برگردم
حوصله سر بر نیست
شبیه اخبار است
 
ايستاده در غبار فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله والی‌نژاد محصول سال ۱۳۹۴ است.
این فیلم برای حضور در بخش نگاه نو سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر انتخاب شد. ايستاده در غبار به خاطر خلاقیت‌

ادامه مطلب  

در بابِ دَریدن هفت آسمان یا یک همچین چیزی. سه  

یعنی تو ببین اوضاع و احوال را. رفته‌ام و یک لنگه پا ايستاده‌ام در ایوان. که چه؟ سیگار آخر شب را دود کنم. پنج دقیقه، ده دقیقه، نمی‌دانم چه قدر آن‌‌جا بودم اصلا. به خودم آمدم و دیدم سیگار کجا بود؟ آن همه وقت ايستاده بودم آن‌جا و زیر لب می‌خواندم:
وه که جدا نمی‌شود نقشِ تو از خیالِ منتا چه شود به عاقبت در طلبِ تو حالِ من*
بعد برگشتم تا سیگارم را بردارم مثلا و در عوض نشسته‌ام این‌جا به نوشتن از تو.
*سعدی

ادامه مطلب  

در بابِ دَریدن هفت آسمان یا یک همچین چیزی. سه  

یعنی تو ببین اوضاع و احوال را. رفته‌ام و یک لنگه پا ايستاده‌ام در ایوان. که چه؟ سیگار آخر شب را دود کنم. پنج دقیقه، ده دقیقه، نمی‌دانم چه قدر آن‌‌جا بودم اصلا. به خودم آمدم و دیدم سیگار کجا بود؟ آن همه وقت ايستاده بودم آن‌جا و زیر لب می‌خواندم:
وه که جدا نمی‌شود نقشِ تو از خیالِ منتا چه شود به عاقبت در طلبِ تو حالِ من*
بعد برگشتم تا سیگارم را بردارم مثلا و در عوض نشسته‌ام این‌جا به نوشتن از تو.
*سعدی

ادامه مطلب  

ایست قلبی...  

 قلب هايمان خیلی وقت است ايستاده برسر نامهربانی هاو بی مرامی ها ايستاده به احترام حق هایی که خورده شد به احترام اشک هایی که بی هوا روانه ی گونه های هم کردیم قلب هايمان ... ايستاده نبض زندگی هايمان آنگونه که می خواهیم نمی کوبد! دست هايمان سرد شده و گویی مغز هايمان یخ زده! نبض زندگی هايمان خیلی وقت است کند می زند و قلب هايمان در حال ایستادن است! حواسمان جمع زندگی هايمان باشد تا نبض عشق را در دست بگیریم و نگذاریم نامهربانی های روزگار نبض  زند

ادامه مطلب  

 

 
 
سر ریز می شود روی اتاق
شبی كه از حوصله آسمان سر رفته
لبانم خالی ست
تاریكی سكوت را به صدايم دوخته
بیداری خود را به خواب می زند
پنجره راه می افتد
           اتاق راه می افتد
                    خانه راه می افتد
من ...اما
همچنان ايستاده ام
روبروی فریادی كه مچاله شده
و از دهان قلمم 
                كلمات را بالا می آورد
مشق می كنم
انتظار را
         بغض را
                      نگاه را
باز هم اشك پا در میانی می كند
تا شعرم آرام گیرد

ادامه مطلب  

آتش  

ای شعله که می روی به سویشاز جانب من ببوس رویش
آتش!!! ای زیبای رقصان، امسال دستم به دامنت نرسید تا با تو عشق بازی کنم.
سال گذشته کنار این آتش ايستاده بودم. به بلندای خودم بود و نزدیکش که می شدم، گونه هايم را می سوزاند، دور که می شدم، دلم برایش تنگ می شد. حس گرمایش، تجربه ی جدیدی در زندگیم بود. صدای شاخه های سوزانش موسیقی جدیدی بود و رقص شعله هایش، عاشقانه ای را منتظر بود.کنارش احساس حوا را داشتم که بر در غار خوشبختیش ايستاده و منتظرست تا آدم از یکی

ادامه مطلب  

درباره یک "مرد"  

این روزها خبری پیچیده که حکایت از زنده بودن "احمد متوسلیان" دارد. این مرد زنده باشد یا نباشد برای من نماد شجاعت است. نمی دانم چرا هربار (و واقعا هر بار!) نام این مرد را بر زبانم جاری میکنم انگار برقی وجودم را میگیرد، حتی همین الان هم وقتی میگویم "حاج احمد متوسلیان" تمام بدنم برق دار میشود! آشنایی من با این مرد از مستند "آخرین روزهای زمستان" بود، آنجا که بیسیم را بالا گرفته تا صدای آتشِ خط را فرمانده قرارگاه بشنود و باشجاعت خط را نگه داشته... . امیدو

ادامه مطلب  

از يك جايى به بعد(قسمت سوم)  

‎از یك جایى به بعد امید از دست میرود.. مى رود مثلن یك جایى شبیه یك دره ى عمیق مه آلوده.. وقتى لب دره ايستاده اى و دستاهات رنگ از دست دادن گرفته..  و كارى از دست كسى بر نمى آید..  امید از دست رفته را چى كسى مى تواند بازستاند.. وقتى لزومى براى امیدوارى آدم ها نمیبینید، دست كم میتوانید امید  را از آنها نگیرید.. لطفن امید را از هیچكس نگیرید.. نا امیدى آغاز خیلى چیزهاست..

ادامه مطلب  

آموزش حرکات دست و نفس گیری  

گام یازدهم : دستها در حركت قورباغه از سر پنجه تا انتهای ساعد مسیر را به شكل عدد 5 فارسی طی می كنند . بدین صورت كه با نوك پنجه های دست همراه با نوشتن عدد پنج ، آب را به زیر بدن و چانه خود می كشیم و سپس دستها را در كنار هم زیر چانه جفت كرده ، از محل دندانه عدد 5 به جلو بر می گردانیم . سپس پنجه ها را كمی از هم فاصله داده و مهیای اجرای حركت دست بعدی می شویم . این تمرین را در حالت ايستاده ، روبروی دیوار تكرار می كنیم ... ادامه مطلب ...

ادامه مطلب  

فیلم ایستاده در غبار :)  

بالاخره رفتم و فیلم ايستاده در غبار رو دیدم
عالی بود...
چیز زیاد و حرفه ای از سینما نمیدونم ولی قد عقل خودم و دونسته هام اگه بخوام بگم...
خیلی جاها دیگه فراموش میکردی که فیلمه و مستند نمیبینی...
انتخاب دوربینا،زوایای تصویر،نوع  فیلم برداری،انتخاب بازیگر،کارگردانی...همشون اونقدر خوب بودن که آدم رو سر ذوق میاوردن برای دیدن فیلم...
یکی از بهترین جاهای فیلم به نظر من شهادت شهید وزوایی بود....
همیشه فقط اسم خیابونو شنیده بودم و دیده بودم  ولی به نظرم

ادامه مطلب  

 

یه روز سرد پاییزی بود ، نشسته بود توی اتاقش پشت میزش ، موزیک گذاشته بود برای خودش ، بیرون رو نگاه می کرد ، اون درخت خشکیده ی پیر و تنها رو که از سرما داشت یخ می زد رو نگاه می کرد ، حس می کرد درخت درد داره ، انگار می خواد گریه کنه یا مثلا داد بزنه ، اون بیرون همه چیز سرد و بی روح بود ، چشم هاش رو بست و به زندگیش فکر کرد ، نمی تونست فکر کنه ، هیچ چیز نبود ، چشم هاش رو باز کرد گربه ایی رو پشت در اتاقش دید ، اتاقش یه در داشت که رو به حیاط خلوت باز می شد ، رف

ادامه مطلب  

خانه مهماندوست  

روشنایی و تاریکی  همدیگر را مجذوب می کند.مثل سایه و روشن روی دیوار مثل سیاه و سفیدی روی بوم مثل رنگ پوست زن رنگ پوست شب روشنایی اتاق برای عشق بازی، باعث می شود تا چشم هایش را ببندد در تاریکی پشت پلک هایش تاریکی صاف ،بدون تصویر بدون مرز این تاریکی ناب  !اگر دنبال بی مرزی و تاریک ی هستید پلک هایتان را ببندید.
گوشه اتاق ايستاده بی صدا ، کسی زیر تختخواب را مرتب می کرد. انگار دنبال وسیله ای باشد..مرد  لاغر و جوان است مثل پیرمردها غوز کرده پشتش به در

ادامه مطلب  

روایتی دردناک از وضعيت‌ خانواده‌های حادثه‌ديدگان «هفت‌خوان» و «حله»  

مادرها، پدرها و همسرهای مسافران حادثه‌دیده داخل ساختمان پزشكی قانونی رفته‌اند تا برای آزمایش دی‌ان‌ای خون بدهند و بقیه جلوی در ايستاده‌اند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ تاكسی سمند زرد رنگ مقابل پیاده‌روی پزشكی قانونی كهریزك می‌ایستد و مسافرانش سراسیمه پیاده می‌شوند. یك زن، یك مرد و مرد جوان دیگری در انتظار رسیدن‌شان با چشم‌های پر از اشك ايستاده‌اند. زن مسافر همین كه از تاكسی پیاده می‌شود كیسه پلاستیكی پر از لباس م

ادامه مطلب  

روایتی دردناک از وضعيت‌ خانواده‌های حادثه‌ديدگان «هفت‌خوان» و «حله»  

مادرها، پدرها و همسرهای مسافران حادثه‌دیده داخل ساختمان پزشكی قانونی رفته‌اند تا برای آزمایش دی‌ان‌ای خون بدهند و بقیه جلوی در ايستاده‌اند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ تاكسی سمند زرد رنگ مقابل پیاده‌روی پزشكی قانونی كهریزك می‌ایستد و مسافرانش سراسیمه پیاده می‌شوند. یك زن، یك مرد و مرد جوان دیگری در انتظار رسیدن‌شان با چشم‌های پر از اشك ايستاده‌اند. زن مسافر همین كه از تاكسی پیاده می‌شود كیسه پلاستیكی پر از لباس م

ادامه مطلب  

 

سه شنبه وسطِ هفته ايستاده است وتنهایی ازش می بارد نه پای رفتن دارد نه دلِ ماندن...سه شنبه ها می توانم بفهمم مادر چرا با فروغ اشک می ریزدسه شنبه ها می توانم بفهمم وقتی پدر می گوید از من گذشته است شما فکری به حال باغچه کنید،منظورش از باغچه تنها همان رُزِ کنارِ حیاط است...سه شنبه ها می توانم بفهمم کجا ايستاده ام و چقدر غمگینم...و من فکر میکنمفکر میکنم تو را شبیه سه شنبه ها دوستت دارمانبوهم از دوست داشتنتاماچه دلتنگ..،سه شنبه ها وسطِ دوست داشتنت

ادامه مطلب  

سرویس خواب آیدین  

 
توضیحات محصول
سرویس خواب آیدین
رنگ بندی بدنه:سفید و قهوه ای  انواع سرویس خواب   میز تلویزیون دیواری   زیر تلویزیونی  
جنس بدنه: MDF هایگلاس   زیر تلویزیونی ام دی اف   میز تلویزیون ال ای دی    میز تلویزیون ال سی دی 
جنس روکش:MDF هایگلاس   سایت مبلمان    میز عسلی چوبی  مدل ساعت ايستاده   
رنگ روکش: مشکی  ساعت ايستاده چوبی   قیمت ساعت ايستاده   ساعت ايستاده قیمت
این محصول در دو نوع باکس دار و  کشو دار تولید می گردد لازم به ذکر می باشد که نوع

ادامه مطلب  

دانلود کتاب صرف ساده+دانلود صرف مقدماتی  

دانلود کتاب صرف ساده+دانلود صرف مقدماتی
Sarf Sadeh Book download
کتاب ارزشمند و معروف صرف ساده کتاب رسمی آموزش صرف در اکثر مدارس حوزوی است. این کتاب قواعد اصلی صرف و ساخت واژه های و مشتقات گوناگون زبان عربی را کتاب صرف ساده، آموزش قواعد صرف فعل آموزش می دهد. نسخه ای که در این پست تقدیم حضور شما گرامیان می شود علاوه بر کتاب صرف ساده، کتاب صرف مقدماتی را نیز در خود جای داده است. کتاب صرف مقدماتی که به زبان فارسی است خلاصه ای مختصر و مفید از مباحث دانش صرف ر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1